word - لغت

brasserie || براسری

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbræs.ər.i

UK :

ˌbræs.əˈriː

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brasserie] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brasserie] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brasserie] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brasserie] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brasserie] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • cafes


    کافه ها

  • eateries


    غذاخوری ها

  • diners


    غذاخوری ها

  • restaurants


    رستوران ها

  • caffs


    کافه ها

  • cafeterias


    کافه تریاها

  • bistros


    اغذیه فروشی ها

  • lunchrooms


    اتاق های ناهار

  • tearooms


    چایخانه ها

  • joints


    مفاصل

  • nosheries


    نوشیری ها

  • luncheonettes


    ناهار

  • buffets


    بوفه ها

  • chophouses


    خانه های چوبی

  • cybercafes


    کافه های سایبری

antonyms - متضاد