word - لغت

brat || دلهره

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

bræt

UK :

bræt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brat] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • children


    فرزندان

  • youngsters


    جوانان

  • babies


    نوزادان

  • infants


    نوزادان

  • juveniles


    نوجوانان

  • bairns


    بایرنز

  • kids


    بچه ها

  • minors


    خردسالان

  • toddlers


    کودکان نوپا

  • newborns


    نوزادان


  • جوانان

  • adolescents


    نوجوانان

  • babes


    عزیزم

  • boys


    پسران

  • girls


    دختران

antonyms - متضاد

  • adults


    بزرگسالان

  • grown-ups


    بزرگسالان

  • angels


    فرشتگان

  • cherubs


    کروبی ها