word - لغت

brawl || نزاع

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

brɔːl

UK :

brɑːl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brawl] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brawl] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brawl] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brawl] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brawl] در گوگل

description - توضیح

  • a noisy. rough. uncontrolled fight.


    یک پر سر و صدا خشن مبارزه کنترل نشده

  • to fight in a rough. noisy. uncontrolled way.


    در یک جنگ خشن پر سر و صدا راه کنترل نشده


  • دعوای فیزیکی با حضور گروهی از افراد مخصوصا در یک مکان عمومی

example - مثال

synonyms - مترادف


  • مبارزه کردن

  • fracas


    شکستگی ها

  • clash


    درگیری

  • scuffle


    درگیری

  • tussle


    کشمکش

  • fray


    نزاع

  • melee


    غوغا

  • affray


    دور زدن

  • skirmish


    تکان خوردن


  • نبرد

  • scrimmage


    درگیری

  • ruckus


    سر و صدا

  • broil


    کبابی

  • rumpus


    دمپوس

  • riot


    شورش

antonyms - متضاد


  • توافق

  • calm


    آرام

  • harmony


    هارمونی


  • سفارش


  • صلح

  • truce


    آتش بس

  • accord


    توافق

  • concord


    توافق

  • reconciliation


    اصلاح


  • ساکت

  • concurrence


    توافق

  • surrender


    تسلیم شدن

  • tranquillityUK


    آرامش انگلستان

  • tranquilityUS


    آرامش ایالات متحده

  • unity


    وحدت