word - لغت

brazenly || با وقاحت

part of speech - بخش گفتار

adverb || قید

spell - تلفظ

ˈbreɪ.zən.li

UK :

ˈbreɪ.zən.li

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brazenly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brazenly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brazenly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brazenly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brazenly] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • openly


    بی پرده

  • flagrantly


    آشکارا

  • blatantly


    آشکارا

  • overtly


    آشکارا

  • unashamedly


    بی شرمانه

  • shamelessly


    بی شرمانه

  • unabashedly


    بی شرمانه

  • undisguisedly


    بدون پنهان کاری

  • wantonly


    ناخواسته

  • audaciously


    با جسارت

  • boldly


    جسورانه

  • immodestly


    بی حیا

  • artlessly


    بی هنر


  • به طور کامل


  • به طور مشخص

antonyms - متضاد

  • secretly


    مخفیانه

  • timidly


    ترسو

  • shily


    شیطون

  • retiringly


    بازنشستگی

  • mousily


    mousily

  • meekly


    فروتنانه

  • stealthily


    یواشکی

  • decorously


    تزئینی

  • respectfully


    با احترام

  • reservedly


    محتاطانه

  • secretively


    مخفیانه

  • cautiously


    بااحتیاط، محتاطانه

  • diffidently


    با تردید

  • reticently


    با احتیاط

  • modestly


    متواضعانه