word - لغت

brazenness || گستاخی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbreɪ.zən.nəs

UK :

ˈbreɪ.zən.nəs

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brazenness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brazenness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brazenness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brazenness] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brazenness] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • گونه

  • audacity


    غم و اندوه

  • effrontery


    وقاحت


  • عصب

  • gall


    صفرا

  • impudence


    گستاخی

  • presumption


    فرض

  • temerity


    شجاعت

  • chutzpah


    chutzpah

  • presumptuousness


    خودپسندی

  • pertness


    درستی

  • brass


    برنجی

  • cheekiness


    گستاخی


  • صورت

  • impertinence


    گستاخی

antonyms - متضاد

  • discretion


    اختیار


  • ترس

  • humility


    فروتنی

  • manners


    آداب

  • meekness


    نرمی

  • modesty


    فروتنی

  • politeness


    ادب


  • توجه

  • shyness


    خجالتی بودن

  • timidity


    ترسو بودن

  • caution


    احتیاط


  • اهميت دادن

  • carefulness


    دقت

  • cowardice


    بزدلی


  • شک