word - لغت

breadth || وسعت

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

bredθ

UK :

bretθ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [breadth] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breadth] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breadth] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breadth] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breadth] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • extents


    گستره ها

  • ranges


    محدوده ها

  • scopes


    دامنه ها

  • reaches


    می رسد

  • compasses


    قطب نماها

  • magnitudes


    بزرگی ها

  • widths


    عرض ها

  • sweeps


    جارو می کند

  • scales


    ترازو

  • amplitudes


    دامنه ها

  • ambits


    جاه طلبی ها

  • depths


    اعماق

  • dimensions


    ابعاد

  • confines


    محدود می کند

  • realms


    قلمروها

antonyms - متضاد

  • narrownesses


    باریکی ها

  • limitedness


    محدودیت

  • depths


    اعماق