ترجمه
حذف

breakdown

درهم شکستن

noun

اسم

UK : ˈbreɪk.daʊn

US : ˈbreɪk.daʊn

google image of breakdown

breakdown image / تصویر
breakdown image / تصویر
breakdown image / تصویر
breakdown image / تصویر
breakdown image / تصویر

Description of breakdown

SENTENCE of breakdown

  • synonyms of

  • failure

  • شکست

  • crashes

  • تصادف می کند

  • malfunctions

  • خرابی ها

  • shutdowns

  • خاموشی ها

  • collapses

  • فرو می ریزد

  • disintegration

  • تجزیه

  • disruption

  • قطع

  • disturbance

  • اختلال

  • hitches

  • مانع

  • interruption

  • وقفه

  • crackups

  • ترک خوردگی

  • crumblings

  • فرو ریختن

  • crumplings

  • مچاله شدن

  • downfalls

  • سقوط می کند

  • founderings

  • بنیانگذاران

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی