word - لغت

breakout || شکست

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbreɪk.aʊt

UK :

ˈbreɪk.aʊt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [breakout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breakout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breakout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breakout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breakout] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • escapes


    فرار می کند

  • getaways


    فرارها

  • breaks


    می شکند

  • bunks


    تختخواب


  • پرواز

  • lams


    لم ها

  • routs


    مسیرها

  • slips


    می لغزد

  • abscondings


    فراری ها

  • decampments


    چادر زدایی

  • escapements


    فرارها

  • gaolbreakUK


    gaolbreakUK

  • jailbreaksUS


    جیلبریک آمریکا

  • exoduses


    مهاجرت ها

  • departure


    عزیمت، خروج

antonyms - متضاد