word - لغت

breastplate || سینه بند

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrest.pleɪt

UK :

ˈbrest.pleɪt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [breastplate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breastplate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breastplate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breastplate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breastplate] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • armorUS


    armorUS

  • aegis


    eegis

  • ammunition


    مهمات

  • buckler


    سپر


  • پوشش دادن

  • defenceUK


    دفاع بریتانیا

  • defenseUS


    دفاع آمریکا

  • egis


    egis


  • نگهبان


  • حفاظت

  • safeguard


    حفاظت


  • صفحه نمایش


  • امنیت

  • shield


    سپر


  • دیوار

antonyms - متضاد