word - لغت

breaststroke || کرال سینه

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrest.strəʊk

UK :

ˈbrest.stroʊk

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [breaststroke] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breaststroke] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breaststroke] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breaststroke] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breaststroke] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • شنا کردن

  • wade


    وید

  • dip


    شیب

  • paddle


    دست و پا زدن

  • bathe


    حمام کردن

  • dive


    شیرجه رفتن

  • plunge


    غوطه

  • snorkel


    اسنورکل

  • freestyle


    سبک آزاد


  • سکته

  • submerge


    غوطه ور شدن

  • splash around


    پاشیدن به اطراف

  • go swimming


    رفتن به شنا

  • dog-paddle


    سگ پارویی

  • skinny-dip


    لاغر شیب

antonyms - متضاد