word - لغت

breathable || قابل تنفس

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈbriː.ð.ə.bəl

UK :

ˈbriː.ð.ə.bəl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [breathable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathable] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • porous


    متخلخل

  • permeable


    نفوذ پذیر

  • pervious


    گذشته

  • suitable for breathing


    مناسب برای تنفس


  • تمیز


  • تازه

  • unpolluted


    بدون آلودگی

  • untainted


    بی آلایش

antonyms - متضاد

  • impermeable


    غیر قابل نفوذ

  • non-porous


    غیر قابل نفوذ

  • imporous


    بی ارزش

  • impenetrable


    غیر قابل نفوذ

  • impervious


    غیر قابل نفوذ

  • resistant


    مقاوم

  • watertight


    ضد آب

  • waterproof


    ضدآب

  • airtight


    هواگیر

  • sealed


    مهر و موم شده

  • impregnable


    رسوخ ناپذیر

  • impassable


    صعب العبور


  • تنگ

  • water-resistant


    ضد آب

  • damp-proof


    ضد رطوبت