word - لغت

breather || استراحت، تنفس

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbriː.ðər

UK :

ˈbriː.ðɚ

US :

family - خانواده

Wordfamily noun breath breather breathing adjective breathless breathy verb breathe adverb breathlessly

google image

نتیجه جستجوی لغت [breather] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breather] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breather] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breather] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breather] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • breaks


    می شکند

  • lulls


    لول می کند

  • pauses


    مکث می کند

  • recess


    فرورفتگی


  • نفس

  • interruption


    وقفه

  • intervals


    فواصل

  • respite


    مهلت دادن


  • باقی مانده

  • halts


    متوقف می شود

  • stops


    متوقف می شود

  • slack


    سستی

  • breathing space


    فضای تنفس

  • intermissions


    وقفه ها

  • hiatus


    وقفه

antonyms - متضاد

  • continuation


    ادامه