word - لغت

breathless || بی نفس

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈbreθ.ləs

UK :

ˈbreθ.ləs

US :

family - خانواده

Wordfamily noun breath breather breathing adjective breathless breathy verb breathe adverb breathlessly

google image

نتیجه جستجوی لغت [breathless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathless] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • gasping


    نفس نفس زدن

  • panting


    تنبلی

  • puffing


    پف کردن

  • winded


    باد شده

  • puffed


    پف کرده

  • wheezy


    خس خس سینه

  • wheezing


    خس خس سینه

  • spent


    صرف کرد

  • choking


    خفگی

  • gulping


    بلعیدن

  • asthmatic


    مبتلا به آسم

  • emphysematous


    آمفیزماتوز

  • stertorous


    سخت


  • از نفس افتاده

  • puffed out


    پف کرد

antonyms - متضاد

  • breathy


    نفس گیر

  • calm


    آرام

  • peaceful


    صلح آمیز

  • airy


    هوادار

  • breezy


    نسیم

  • unstuffy


    ناگوار


  • باز کن


  • تازه

  • ventilated


    تهویه شده

  • draughtyUK


    draughtyUK

  • well-ventilated


    دارای تهویه مناسب


  • سرد

  • draftyUS


    draftyUS

  • blowy


    دمنده

  • spacious


    بزرگ جادار فراخ