word - لغت

breathlessly || بی نفس

part of speech - بخش گفتار

adverb || قید

spell - تلفظ

ˈbreθ.ləs.li

UK :

ˈbreθ.ləs.li

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [breathlessly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathlessly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathlessly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathlessly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breathlessly] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • eagerly


    مشتاقانه

  • enthusiastically


    با اشتیاق

  • actively


    به طور فعال

  • ardently


    مشتاقانه

  • cordially


    صمیمانه

  • earnestly


    با جدیت

  • anticipatorily


    به طور پیش بینی شده

  • energetically


    با انرژی

  • fervently


    با حرارت

  • gladly


    با خوشحالی

  • heartily


    از صمیم قلب

  • hungrily


    با گرسنگی

  • impatiently


    بی صبرانه

  • intently


    به عمد

  • longingly


    با حسرت

antonyms - متضاد

  • grudgingly


    با بغض

  • listlessly


    بی حال

  • unwillingly


    ناخواسته

  • breathily


    تنفسی

  • calmly


    با آرامش

  • airily


    هوادار

  • breezily


    با وزش


  • به آرامی

  • animately


    به صورت جاندار

  • lively


    زنده

  • livingly


    سرزنده


  • به سرعت