word - لغت

breeding || پرورش

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbriː.dɪŋ

UK :

ˈbriː.dɪŋ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [breeding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breeding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breeding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breeding] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breeding] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • reproduction


    تولید مثل

  • mating


    جفت گیری

  • multiplying


    در حال ضرب کردن

  • procreation


    تولید مثل

  • propagation


    انتشار

  • reproducing


    در حال تولید مثل


  • نسل

  • proliferation


    افزایش

  • spawning


    تخم ریزی

  • multiplication


    ضرب


  • افزایش دادن

  • begetting


    ایجاد

  • engenderment


    ایجاد

  • conception


    دریافت، آبستنی


  • تولید

antonyms - متضاد