word - لغت

breezing || نسیم

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

briːz

UK :

briːz

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [breezing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breezing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breezing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breezing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breezing] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • sauntering


    سونتر کردن

  • strolling


    قدم زدن

  • passing


    گذراندن

  • moving


    در حال حرکت

  • waltzing


    والس زدن

  • sallying


    سالیینگ

  • moseying


    moseying

  • walking casually


    راه رفتن معمولی

  • walking


    پیاده روی

  • swanning


    قو زدن

  • proceeding


    اقدام

  • progressing


    در حال پیشرفت

  • wandering


    سرگردان

  • meandering


    پر پیچ و خم

  • drifting


    رانش

antonyms - متضاد

  • crawling


    خزیدن

  • creeping


    خزنده

  • poking


    نوک زدن

  • floundering


    دست و پا زدن

  • struggling


    در حال مبارزه