word - لغت

breezy || نسیم

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈbriː.zi

UK :

ˈbriː.zi

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [breezy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breezy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breezy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breezy] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [breezy] در گوگل

description - توضیح


  • با باد بسیار قوی اما دلپذیر.

  • happy. confident. and enthusiastic.


    خوشحال. مطمئن. و مشتاق

  • having light winds.


    داشتن بادهای خفیف

  • quick. informal. and confident.


    سریع دوستانه و غیر رسمی. و با اعتماد به نفس

example - مثال

synonyms - مترادف

  • stormier


    طوفانی تر

  • windier


    بادتر

  • squallier


    بی ارزش تر

  • gustier


    بیشتر

  • blowier


    دمنده تر

  • fresher


    تازه تر

  • draughtierUK


    draughtierUK

  • draftierUS


    draftierUS

  • airier


    هواتر

  • brisker


    تندتر

  • wilder


    وحشی تر

  • rougher


    خشن تر

  • fouler


    خرابکار

  • rawer


    خام

  • nastier


    بدتر

antonyms - متضاد

  • stiller


    سکون

  • calmer


    آرام تر

  • heavier


    سنگین تر

  • difficulter


    سخت تر

  • peacefuller


    صلح آمیزتر

  • quieter


    ساکت تر

  • more windless


    بی باد تر

  • more oppressive


    ظالم تر

  • seriouser


    جدی تر

  • stuffier


    پر کننده

  • duller


    کسل کننده تر

  • mournfuller


    عزادار

  • sadder


    غمگین تر

  • gloomier


    تاریک تر

  • unhappier


    ناراضی تر