word - لغت

Breton || برتون

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbretən

UK :

ˈbretən

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [Breton] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Breton] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Breton] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Breton] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Breton] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • In France. small minorities speak Breton and Basque.


    در فرانسه. اقلیت های کوچک به زبان برتون و باسک صحبت می کنند.

  • They sang in Breton. a Celtic tongue related to Welsh.


    آنها به زبان برتون آواز خواندند. یک زبان سلتیک مربوط به ولزی.

  • The inhabitants of the island are mostly descendants of Bretons who settled here 300 years ago.


    ساکنان این جزیره اکثراً از نوادگان برتون هایی هستند که 300 سال پیش در اینجا ساکن شدند.

  • They were Bretons who had served in the French Navy.


    آنها برتونی بودند که در نیروی دریایی فرانسه خدمت کرده بودند.

  • The composer was inspired by Breton legends of the Round Table.


    این آهنگساز از افسانه های برتون میز گرد الهام گرفته است.


  • سواحل برتون یکی از دراماتیک ترین سواحل فرانسه است.


  • از شهر برتون دیدن کنید و در بازار کالاهای محلی خرید کنید.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد