word - لغت

brew || دم کردن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

bruː

UK :

bruː

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brew] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brew] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brew] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brew] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brew] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • آبجو

  • ale


    ale

  • lager


    لاگر

  • suds


    سود

  • malt


    مالت

  • hops


    رازک

  • yill


    یال

  • mead


    مید

  • wallop


    ولوپ کردن

  • swipes


    ضربه تند وشدید زدن

  • beverage


    نوشیدنی

  • jar


    شیشه

  • chill


    سرد شدن

  • stout


    چاق و چله

  • hop


    هاپ

antonyms - متضاد


  • غذا


  • جزء

  • victuals


    خوراکی ها


  • تقسیم

  • separation


    جدایش، جدایی


  • عنصر طبیعی

  • loneness


    تنهایی


  • سفارش

  • organisationUK


    سازمان انگلستان

  • organizationUS


    سازمان ایالات متحده

  • singularity


    تکینگی

  • calmative


    آرام بخش

  • decaf


    بدون کافئین

  • downer


    پایین تر

  • sedative


    آرام بخش