word - لغت

brewery || آبجوسازی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrʊə.ri

UK :

ˈbrʊr.i

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brewery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brewery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brewery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brewery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brewery] در گوگل

description - توضیح

example - مثال


  • یک کارگر در یک کارخانه آبجوسازی هفته گذشته در یک خمره بزرگ آبجو افتاد.


  • در تمام آن ایالت وجود ندارد. اکنون. یک واحد تقطیر یا آبجوسازی در حال فعالیت. و نه یک بار اتاق باز.

  • Its commercial activities—pottery and tile-making. breweries and flour mills. linen and silk manufacture. are mostly modern and have been fostered by the exceptional railway facilities.


    فعالیت های تجاری آن - سفالگری و کاشی سازی. کارخانه های آبجوسازی و کارخانه های آرد. تولید کتان و ابریشم. عمدتا مدرن هستند و توسط امکانات استثنایی راه آهن تقویت شده اند.


  • سرداب ها و کولرهای آبجوسازی های این کشور باید جنبه شمالی داشته باشند. و سرداب ها عمدتاً از شرق به غرب تهویه می شدند.

  • They took the residue or waste from the breweries and extracting the bitter hops taste from the dried yeast produced a substitute for beef extract.


    آنها باقیمانده یا ضایعات را از آبجوسازی ها برداشتند و با استخراج طعم تلخ رازک از مخمر خشک، جایگزینی برای عصاره گوشت گاو تولید شد.

synonyms - مترادف


  • کارخانه آبجو

  • brewer


    آبجوساز

  • microbrewery


    میکروآبجوسازی

antonyms - متضاد