word - لغت

brewing || دم کردن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

bruː

UK :

bruː

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brewing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brewing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brewing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brewing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brewing] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • impend


    قریب الوقوع


  • رویکرد

  • loom


    بافندگی

  • overhang


    برآمدگی

  • hover


    شناور

  • menace


    تهدید

  • brew


    دم کردن


  • تهدید کند


  • پیشرفت

  • overshadow


    تحت الشعاع قرار دادن


  • پایین تر

  • portend


    به تصویر کشیدن


  • به نظر می رسد

  • forebode


    پیشگویی کرد

  • foreshadow


    پیش بینی

antonyms - متضاد

  • recede


    عقب نشینی کند

  • alleviate


    تخفیف دادن


  • نگهبان


  • کمک


  • محافظت

  • reassure


    اطمینان دادن

  • relieve


    از بین بردن


  • صرفه جویی

  • dehydrating


    کم آبی

  • drying


    خشک کردن

  • destroying


    تخریب کردن

  • dividing


    تقسيم كردن

  • ending


    پایان دادن

  • ignoring


    نادیده گرفتن

  • neglecting


    بی توجهی