word - لغت

bribed || رشوه داده شده

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

braɪb

UK :

braɪb

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bribed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bribed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bribed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bribed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bribed] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • influenced


    تحت تاثیر قرار گرفته است

  • convinced


    متقاعد

  • manipulated


    دستکاری شده است

  • persuaded


    متقاعد شد

  • inveigled


    مستور

  • tempted


    وسوسه شده

  • urged


    اصرار کرد

  • beguiled


    فریب خورد

  • brainwashed


    شستشوی مغزی شده

  • coaxed


    متمم

  • coerced


    مجبور شد

  • controlled


    کنترل می شود

  • directed


    جهت دار

  • exploited


    مورد بهره برداری قرار گرفت

  • finagled


    finagled

antonyms - متضاد

  • confused


    سردرگم

  • abashed


    شرمنده

  • addled


    اضافه شده

  • baffled


    سردرگم، گیج، مات مبهوت

  • bamboozled


    بامزه شده

  • beclouded


    ابری شده

  • bedeviledUS


    bedeviledUS

  • bedevilledUK


    bedevilledUK

  • befuddled


    گیج شده

  • bemused


    مبهوت

  • bewildered


    گیج شده

  • blurred


    تار شده

  • clouded


    ابری

  • cluttered


    به هم ریخته

  • confounded


    گیج شده