word - لغت

brick || آجر

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

brɪk

UK :

brɪk

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brick] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • مسدود کردن


  • کیک

  • cube


    مکعب


  • بار

  • slab


    دال

  • tile


    کاشی

  • ingot


    شمش

  • lump


    توده


  • قطعه


  • سنگ

  • tablet


    تبلت

  • cinder block


    بلوک خاکستر

  • chunk


    تکه

  • hunk


    تکه تکه

  • wedge


    گوه

antonyms - متضاد

  • unbrick


    بدون آجر


  • نوار


  • کندن

  • correction


    تصحیح

  • perfection


    کمال

  • precision


    دقت، درستی


  • درست


  • موفقیت

  • accuracy


    دقت


  • مراقبت

  • remembrance


    یادآوری


  • دستاورد


  • مزیت - فایده - سود - منفعت


  • ثابت

  • ignorance


    جهل