word - لغت

bridesmaid || ساقدوش عروس

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbraɪdz.meɪd

UK :

ˈbraɪdz.meɪd

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bridesmaid] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bridesmaid] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bridesmaid] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bridesmaid] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bridesmaid] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • attendants


    همراهان، خدمه

  • flower girls


    دختران گل


  • دوشیزه های افتخار


  • مادران افتخار

  • attendants


    همراهان، خدمه

  • groomsmen


    دامادها

  • pageboys


    صفحه پسران

antonyms - متضاد

  • groomsmen


    دامادها

  • best men


    بهترین مردان

  • grooms


    دامادها

  • husbands


    شوهران

  • ushers


    طلیعه

  • hubbies


    شوهران

  • men


    مردان

  • partners


    شرکای

  • spouses


    همسران

  • bridegrooms


    دامادها

  • mates


    همسران

  • beaux


    زیبا

  • attendants


    همراهان، خدمه

  • consort


    همسر

  • helpmates


    همیاران