word - لغت

brier || بریر

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbraɪ.ər

UK :

ˈbraɪ.ɚ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brier] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brier] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brier] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brier] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brier] در گوگل

description - توضیح

  • a briar


    آبریر

example - مثال

synonyms - مترادف

  • brambles


    برامبلز

  • nettles


    گزنه

  • thistles


    خار

  • burrs


    فرز

  • cleavers


    چاقوها

  • furze


    فرز کردن

  • gorse


    گوسفند

  • hedges


    پرچین ها

  • pricks


    نیش زدن

  • shrub


    درختچه

  • sprays


    اسپری ها

  • thorns


    خارها

  • thistle sage


    مریم گلی

  • points


    نکته ها

  • shrub


    درختچه

antonyms - متضاد