word - لغت

brightly || روشن

part of speech - بخش گفتار

adverb || قید

spell - تلفظ

ˈbraɪt.li

UK :

ˈbraɪt.li

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brightly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brightly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brightly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brightly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brightly] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • The stars were shining brightly.


    ستاره ها به شدت می درخشیدند.


  • میز وسط صحنه روشن بود.


  • نور رستوران کمی بیش از حد روشن است.

  • The reef is swarming with brightly coloured fish.


    صخره پر از ماهی های رنگارنگ است.

  • Decorate the tables with brightly printed fabric.


    میزها را با پارچه های پر رنگ تزئین کنید.

  • They wear brightly striped shirts.


    پیراهن های راه راه روشن می پوشند.

  • These ones are not coloured as brightly.


    اینها به این رنگ روشن نیستند.

  • Hi. there! she says brightly.


    سلام. آنجا! او به روشنی می گوید.

  • He speaks in a brightly pitched voice to the class.


    او با صدایی روشن با کلاس صحبت می کند.

  • The articles range from brightly optimistic to downright miserable.


    مقالات از خوش بینانه تا کاملاً بدبخت متغیر است.

synonyms - مترادف


  • روشن

  • brilliantly


    درخشان

  • dazzlingly


    خیره کننده

  • fulgently


    به طور کامل

  • glowingly


    درخشان

  • incandescently


    به صورت رشته ای

  • lambently


    با صدای بلند

  • luminously


    نورانی

  • lustrously


    درخشان

  • radiantly


    تابناک

  • splendidly


    عالی

  • blazingly


    شعله ور

  • glaringly


    به طرز چشمگیری

  • gleamingly


    درخشان

  • glisteningly


    درخشان

antonyms - متضاد

  • dimly


    تاریک

  • dully


    مبهوت

  • sadly


    با ناراحتی

  • darkly


    تاریک

  • gloomily


    غمگینانه

  • tenebrously


    به شدت

  • duskily


    تاریک

  • unintelligently


    به طور غیر هوشمند

  • faintly


    کمرنگ

  • hazily


    مه آلود

  • lightlessly


    بی نور

  • crepuscularly


    به صورت crepuscularly

  • dingily


    با دلتنگی

  • darkishly


    تاریکی

  • sunlessly


    بدون آفتاب