ترجمه
حذف

brightness

روشنایی

noun

اسم

UK : ˈbraɪt.nəs

US : ˈbraɪt.nəs

google image of brightness

brightness image / تصویر
brightness image / تصویر
brightness image / تصویر
brightness image / تصویر
brightness image / تصویر

Description of brightness

SENTENCE of brightness

  • Compare Algol`s brightness to that of its neighbouring stars.

  • درخشندگی الگول را با ستارگان همسایه اش مقایسه کنید.

  • Check the brightness and contrast settings on your monitor.

  • تنظیمات روشنایی و کنتراست مانیتور خود را بررسی کنید.

  • The only brightness came from a giant illuminated billboard.

  • تنها روشنایی از یک بیلبورد غولپیکر نورانی بود.

  • He squinted against the brightness.

  • او در برابر روشنایی چشم دوخت.

  • the brightness of the flame

  • روشنایی شعله

  • The brightness of the painting is stunning.

  • روشنایی نقاشی خیره کننده است.

  • Exposure to sunlight can affect the brightness of the colours.

  • قرار گرفتن در معرض نور خورشید می تواند بر روشنایی رنگ ها تأثیر بگذارد.

  • The white walls bring out the brightness of the blue.

  • دیوارهای سفید روشنایی آبی را نمایان می کند.

  • I loved her brightness of spirit.

  • من درخشندگی روح او را دوست داشتم.

  • She has the natural brightness of youth.

  • او دارای درخشندگی طبیعی جوانی است.

  • I noticed the brightness of his expression.

  • متوجه درخشندگی قیافه اش شدم.

  • He was impressed with the brightness of the students.

  • او تحت تأثیر درخشندگی دانش آموزان قرار گرفت.

  • His brightness actually turned off some voters who were alienated by intellectualism.

  • روشنایی او در واقع برخی از رای دهندگان را که با روشنفکری بیگانه شده بودند، خاموش کرد.

  • opposite of

  • dullness

  • کسالت

  • blackness

  • سیاهی

  • dark

  • تاریک

  • darkness

  • تاریکی

  • dulness

  • کسالت

  • duskiness

  • تاریکی

  • dimness

  • تیرگی

  • stupidity

  • حماقت

  • dusk

  • غروب

  • twilight

  • گرگ و میش

  • night

  • شب

  • murkiness

  • تیرگی

  • sunset

  • غروب آفتاب

  • hiding

  • قایم شدن

  • cloudiness

  • ابری

  • synonyms of

  • brilliance

  • درخشش

  • radiance

  • درخشندگی

  • luminosity

  • درخشندگی

  • dazzle

  • خیره شدن

  • lustreUK

  • lustreUK

  • illumination

  • روشنایی

  • shine

  • درخشیدن

  • effulgence

  • درخشندگی

  • refulgence

  • پرشور

  • lambency

  • بره خوردگی

  • sparkle

  • درخشش

  • glow

  • درخشش

  • luminousness

  • درخشندگی

  • light

  • سبک

  • splendorUS

  • splendorUS

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی