word - لغت

brink || لبه لبه

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

brɪŋk

UK :

brɪŋk

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brink] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brink] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brink] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brink] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brink] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • حاشیه، غیرمتمرکز


  • مرز


  • حد


  • لب


  • لبه


  • مرز

  • fringe


    حاشیه

  • rim


    لبه

  • verge


    لبه

  • skirt


    دامن

  • perimeter


    محیط

  • periphery


    پیرامونی


  • نقطه

  • bound


    مقید شده است

  • circumference


    دور

antonyms - متضاد