word - لغت

bristle || برس

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrɪs.əl

UK :

ˈbrɪs.əl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bristle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bristle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bristle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bristle] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bristle] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • مو

  • seta


    ستا

  • stubble


    کلش

  • whisker


    سبیل

  • vibrissa


    ویبریسا

  • designer stubble


    کلش طراح


  • سایه ساعت پنج

  • prickly hair


    موهای خاردار

  • facial hair


    موی صورت

  • thread


    نخ

  • filament


    رشته

  • fibreUK


    fibreUK

  • fiberUS


    فیبر آمریکا


  • مو


  • رشته

antonyms - متضاد