word - لغت

britches || بریچ ها

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrɪtʃ.ɪz

UK :

ˈbrɪtʃ.ɪz

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [britches] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [britches] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [britches] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [britches] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [britches] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • breeches


    شلوار

  • pantaloons


    پانتالون ها

  • pants


    شلوار

  • slacks


    شلوار

  • trousers


    شلوار

  • knee britches


    بریس های زانو

  • kecks


    کک می کند

  • knickers


    چاقو

  • bloomers


    شکوفه ها

  • chaps


    فصل

  • denims


    جین

  • dungarees


    حشره ها

  • breech


    بریچ

  • briefs


    خلاصه

  • underpants


    زیر شلواری

antonyms - متضاد