ترجمه
حذف

broad

گسترده

adjective

صفت

UK : brɔːd

US : brɑːd

google image of broad

broad image / تصویر
broad image / تصویر
broad image / تصویر
broad image / تصویر
broad image / تصویر

Description of broad

SENTENCE of broad

  • opposite of

  • narrow

  • محدود، تنگ

  • tight

  • تنگ

  • close

  • بستن

  • confined

  • محدود

  • constricted

  • منقبض

  • cramped

  • تنگ

  • limited

  • محدود

  • meagerUS

  • ناچیز ایالات متحده

  • meagreUK

  • meagreUK

  • restricted

  • محصور

  • close-minded

  • نزدیک فکر

  • empty

  • خالی

  • little

  • مقدار کمی

  • miniature

  • مینیاتوری

  • quiet

  • ساکت

  • synonyms of

  • vast

  • وسیع

  • expansive

  • گسترده

  • extensive

  • گسترده

  • ample

  • کافی

  • spacious

  • بزرگ جادار فراخ

  • wide

  • وسیع

  • large

  • بزرگ

  • huge

  • بزرگ

  • immense

  • عظیم

  • sizeable

  • قابل اندازه

  • sweeping

  • وسیع

  • widespread

  • بطور گسترده

  • expanded

  • منبسط

  • great

  • عالی

  • roomy

  • جادار

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی