word - لغت

broadcasting || صدا و سیما

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrɔːdˌkɑː.stɪŋ

UK :

ˈbrɑːdˌkæs.tɪŋ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [broadcasting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [broadcasting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [broadcasting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [broadcasting] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [broadcasting] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد


  • مجموعه

  • gathering


    جمع آوری


  • تمرکز

  • concealment


    پنهان کاری

  • withholding


    دریغ کردن

  • suppression


    سرکوب

  • censorship


    سانسور

  • hiding


    قایم شدن


  • محدودیت

  • silencing


    خاموش کردن

  • covering


    پوشش

  • denial


    انکار

  • dissimulation


    تقلب

  • deprivation


    محرومیت

  • hideaway


    مخفیگاه