word - لغت

brokerage || دلالی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrəʊ.kər.ɪdʒ

UK :

ˈbroʊ.kər.ɪdʒ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brokerage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brokerage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brokerage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brokerage] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brokerage] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • commissions


    کمیسیون ها

  • cuts


    برش می دهد

  • shares


    سهام

  • portions


    بخش ها


  • پرداخت

  • percentages


    درصدها

  • slices


    برش ها

  • fees


    هزینه ها

  • remunerations


    حقوق و دستمزد

  • allowances


    کمک هزینه

  • salaries


    حقوق و دستمزد

  • dividends


    سود سهام

  • compensation


    جبران خسارت

  • pieces


    قطعات

  • takes


    طول می کشد

antonyms - متضاد