word - لغت

brolly || برولی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrɒl.i

UK :

ˈbrɑː.li

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brolly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brolly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brolly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brolly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brolly] در گوگل

description - توضیح

  • informal forumbrella


    غیر رسمی برایچتر

example - مثال

synonyms - مترادف

  • parasols


    چترهای آفتابی


  • سایه

  • umbrellas


    چترها

  • canopies


    سایبان ها

  • sunshades


    آفتابگیر

  • rainshades


    سایه های باران

  • screens


    صفحه نمایش

  • shelters


    پناهگاه ها

  • gamps


    شکاف ها

  • bumbershoots


    bumbershoots

  • guards


    نگهبانان

  • awnings


    سایبان

antonyms - متضاد