word - لغت

bromide || برمید

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrəʊ.maɪd

UK :

ˈbroʊ.maɪd

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bromide] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bromide] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bromide] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bromide] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bromide] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • platitudes


    دروغگویی ها

  • banality


    پیش پا افتاده بودن

  • truisms


    حقایق

  • tropes


    استوانه ها

  • shibboleths


    شیبوله ها

  • homilies


    موعظه ها

  • chestnut


    فندق

  • groaners


    ناله کنندگان

  • cliches


    کلیشه ها

  • stereotype


    کلیشه

  • commonplaces


    معمولی ها

  • saws


    اره ها

  • old saws


    اره های قدیمی

  • adages


    ضرب المثل ها

  • prosaisms


    پروزایسم ها

antonyms - متضاد