word - لغت

bromination || برم زایی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˌbrəʊmɪnˈeɪʃən

UK :

ˌbroʊmɪnˈeɪʃən

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bromination] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bromination] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bromination] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bromination] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bromination] در گوگل

description - توضیح

example - مثال


  • شیمی جریان را می توان برای انجام واکنش های مختلفی مانند نیتراسیون و برم شدن استفاده کرد.

  • Bromination is used as the chemical test for an unsaturated hydrocarbon.


    برم به عنوان آزمایش شیمیایی برای هیدروکربن غیر اشباع استفاده می شود.

  • Benzyl bromide can be prepared by the bromination of toluene at room temperature.


    بنزیل برومید را می توان با برم زنی تولوئن در دمای اتاق تهیه کرد.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد