word - لغت

brood || نوزادان

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

bruːd

UK :

bruːd

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brood] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • offspring


    فرزندان


  • جوان

  • clutch


    کلاچ

  • progeny


    نتاج


  • خانواده

  • hatch


    دریچه

  • litter


    آشغال

  • breed


    نژاد

  • infants


    نوزادان


  • موضوع

  • progeniture


    اجداد

  • spawn


    تخم ریزی می کنند

  • chicks


    جوجه ها

  • nest


    لانه

  • begats


    القا می کند

antonyms - متضاد