word - لغت

brothel || روسپی خانه

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrɒθ.əl

UK :

ˈbrɑː.θəl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brothel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brothel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brothel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brothel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brothel] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • cathouse


    گربه خانه

  • bordello


    بوردلو

  • bagnio


    باگنیو

  • whorehouse


    فاحشه خانه

  • stew


    خورشت

  • crib


    گهواره

  • drum


    طبل

  • stews


    خورش ها

  • bawdy house


    خانه بداخلاق

  • disorderly house


    خانه بی نظم

  • knocking shop


    مغازه کوبیدن


  • خانه شهرت بد

  • creep joint


    مفصل خزش

  • sporting house


    خانه ورزش

  • massage parlor


    سالن ماساژ

antonyms - متضاد