word - لغت

brotherhood || برادری

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbrʌð.ə.hʊd

UK :

ˈbrʌð.ɚ.hʊd

US :

family - خانواده

Wordfamily noun brother brotherhood adjective brotherly

google image

نتیجه جستجوی لغت [brotherhood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brotherhood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brotherhood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brotherhood] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brotherhood] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • associations


    انجمن ها

  • leagues


    لیگ ها

  • societies


    جوامع

  • fraternities


    برادری ها

  • guilds


    اصناف

  • orders


    سفارشات

  • alliances


    متحدین

  • communities


    جوامع

  • unions


    اتحادیه ها

  • institutions


    نهادها

  • clans


    قبیله ها

  • clubs


    باشگاه ها

  • consortiums


    کنسرسیوم ها

  • sodalities


    سودمندی ها

  • affiliations


    وابستگی ها

antonyms - متضاد

  • divorces


    طلاق ها

  • separations


    جدایی ها

  • sisterhoods


    خواهرخواندگی

  • malevolences


    بدخواهی ها

  • venoms


    زهرها

  • ill wills


    اراده بد