word - لغت

brotherly || برادرانه

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˈbrʌð.əl.i

UK :

ˈbrʌð.ɚ.li

US :

family - خانواده

Wordfamily noun brother brotherhood adjective brotherly

google image

نتیجه جستجوی لغت [brotherly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brotherly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brotherly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brotherly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brotherly] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • دوستانه

  • affectionate


    محبت آمیز

  • sympathetic


    دلسوز

  • amicable


    دوستانه


  • نوع

  • altruistic


    نوع دوست

  • comradely


    رفیقانه

  • cordial


    صمیمی

  • kindly


    محبت آمیز

  • philanthropic


    بشردوستانه

  • benevolent


    خیراندیش

  • charitable


    خیریه

  • devoted


    اختصاص داده شده است

  • fraternal


    برادرانه

  • loving


    با محبت

antonyms - متضاد

  • antagonistic


    آنتاگونیست


  • سرد


  • سرد

  • hostile


    خصومت آمیز

  • sisterly


    خواهرانه

  • sororal


    sororal

  • uncompanionable


    غیر همراه

  • uncompassionate


    بی رحم

  • unfriendly


    غیر دوستانه

  • unneighborly


    غیر همسایه

  • unsociable


    غیر اجتماعی

  • incompatible


    ناسازگار

  • hostile


    خصومت آمیز

  • unfriendly


    غیر دوستانه

  • antagonistic


    آنتاگونیست