word - لغت

brought || آورده شده

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

brɔːt

UK :

brɑːt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brought] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brought] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brought] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brought] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brought] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • included


    مشمول

  • invited


    دعوت کرد

  • admitted


    پذیرفته


  • بگذار وارد شود

  • asked


    پرسید

  • encouraged


    تشویق شد

  • welcomed


    استقبال کرد


  • یافت

  • procured


    تهیه شده است

  • provided


    ارائه شده است

  • contributed


    کمک کرد

  • drew


    قرعه کشی کرد

  • landed


    فرود آمد

  • solicited


    درخواست کرد

  • supplied


    عرضه شده است

antonyms - متضاد

  • ostracizedUS


    طرد شده ایالات متحده

  • shunned


    اجتناب کرد

  • rejected


    رد شد

  • ignored


    نادیده گرفته شده است

  • excluded


    مستثنی شده است

  • banished


    تبعید شد

  • excommunicated


    تکفیر شد

  • avoided


    اجتناب کرد

  • exiled


    تبعید شد

  • expelled


    اخراج کرد

  • snubbed


    طرد شد

  • blackballed


    گلوله سیاه شده

  • blacklisted


    در لیست سیاه قرار گرفته است


  • بیرون انداختن

  • cold-shouldered


    شانه سرد