word - لغت

browbeat || ضربان ابرو

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

ˈbraʊ.biːt

UK :

ˈbraʊ.biːt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [browbeat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [browbeat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [browbeat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [browbeat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [browbeat] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • truculent


    بی رحم

  • belligerent


    جنگ طلب


  • خشونت آمیز

  • combative


    رزمنده

  • bellicose


    جنگ طلب

  • contentious


    مناقشه برانگیز

  • defiant


    متعصب

  • pugnacious


    خصمانه

  • hostile


    خصومت آمیز

  • antagonistic


    آنتاگونیست

  • bad-tempered


    بد اخلاق

  • argumentative


    استدلالی

  • confrontational


    تقابلی


  • صلیب

  • quarrelsome


    دعوا

antonyms - متضاد

  • persuasion


    متقاعد کردن

  • luring


    اغوا کردن

  • tempting


    وسوسه انگیز

  • beguiling


    فریبنده

  • coaxing


    اغوا کردن

  • enticing


    فریبنده

  • flattering


    چاپلوس

  • maneuveringUS


    مانور ایالات متحده

  • manoeuvringUK


    مانور انگلستان

  • seducing


    اغوا کننده

  • aiding


    کمک کردن

  • assisting


    کمک کردن

  • boosting


    تقویت

  • cajoling


    تهمت زدن

  • complimenting


    تعریف کردن