word - لغت

brownout || فرسودگی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbraʊn.aʊt

UK :

ˈbraʊn.aʊt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brownout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brownout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brownout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brownout] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brownout] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • grayout


    خاکستری

  • greyout


    خاکستری رنگ

  • outage


    قطع شدن

  • blackout


    خاموشی

  • disruption


    قطع

  • interruption


    وقفه

  • dimout


    کمرنگ شدن

  • disconnection


    قطع ارتباط


  • شکست

  • electrical failure


    خرابی الکتریکی


  • قطع برق

  • shutdown


    خاموش شدن

  • blackout


    خاموشی


  • قطع برق


  • سفر

antonyms - متضاد

  • uptime


    زمان کار