word - لغت

bruiser || کبودی

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbruː.zər

UK :

ˈbruː.zɚ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bruiser] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bruiser] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bruiser] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bruiser] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bruiser] در گوگل

description - توضیح

  • a big. strong. rough man.


    یک بزرگ قوی مرد خشن

example - مثال

synonyms - مترادف

  • bully


    گردن کلفت

  • hoodlums


    کلاهبرداران

  • muggers


    دزدان

  • ruffians


    روفی ها

  • thugs


    اراذل و اوباش

  • gunmen


    افراد مسلح

  • heavyweights


    سنگین وزن ها

  • hooligans


    هولیگان ها

  • chavs


    چاووس

  • goons


    غول ها

  • heavies


    سنگین

  • hoods


    هودها

  • hoodies


    هودی

  • musclemen


    مردان عضلانی

  • myrmidons


    میرمیدون ها

antonyms - متضاد