word - لغت

brume || بروم

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

bruːm

UK :

bruːm

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brume] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brume] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brume] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brume] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brume] در گوگل

description - توضیح

  • fog or mist (= thin fog)


    مه یا مه (= مه رقیق)

example - مثال

synonyms - مترادف

  • fog


    مه

  • haze


    مه

  • mist


    غبار

  • smog


    مه دود

  • murk


    تیرگی

  • reek


    بو کردن

  • gauze


    گاز پانسمان


  • سوپ

  • vapoursUK


    بخارات انگلستان

  • vaporsUS


    vaporsUS


  • ابر

  • steam


    بخار

  • mistiness


    مه آلود بودن

  • vapourUK


    vapourUK


  • فیلم

antonyms - متضاد

  • clearness


    شفافیت

  • cognizance


    شناخت


  • درك كردن

  • clarity


    وضوح

  • dryness


    خشکی

  • clearing


    پاکسازی


  • افتتاح


  • فضا

  • clearance


    ترخیص کالا از گمرک

  • expanse


    وسعت


  • فضای خالی


  • فضای باز