word - لغت

brutalizing || وحشیانه

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

ˈbruː.təl.aɪz

UK :

-t̬əl-

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brutalizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brutalizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brutalizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brutalizing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brutalizing] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • dehumanisingUK


    غیرانسانی کردن انگلستان

  • dehumanizingUS


    غیرانسانی کردن ایالات متحده

  • hardening


    سخت شدن

  • desensitisingUK


    حساسیت زدایی انگلستان

  • desensitizingUS


    حساسیت زدایی آمریکا

  • bestializing


    حیوانی کردن

  • toughening


    سفت شدن

  • animalizing


    حیوانی کردن

  • corrupting


    فاسد کننده

  • degrading


    تحقیر کننده

  • case-hardening


    مورد سخت شدن

  • inuring


    inuring

  • coarsening


    درشت شدن

  • debasing


    تحقیر کننده

  • debauching


    فسق

antonyms - متضاد

  • cleaning


    تمیز کردن

  • improving


    در حال بهبود

  • purifying


    تصفیه کننده

  • straightening


    صاف کردن

  • upgrading


    ارتقاء

  • aiding


    کمک کردن

  • assisting


    کمک کردن

  • helping


    کمک

  • humanisingUK


    انسان سازی انگلستان

  • humanizingUS


    انسان سازی ایالات متحده

  • pleasing


    خوش

  • treating well


    خوب رفتار کردن