word - لغت

brute || بی رحم

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

bruːt

UK :

bruːt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [brute] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brute] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brute] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brute] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [brute] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • bestial


    حیوانی

  • beastly


    وحشی

  • feral


    وحشی

  • animalistic


    حیوانی

  • ferine


    فرین

  • brutal


    وحشیانه

  • swinish


    خوک زدن

  • brutish


    بی رحم

  • subhuman


    مادون انسانی


  • حیوان

  • savage


    وحشی

  • brutelike


    بی رحمانه

  • animalian


    حیوانی

  • inhuman


    غیر انسانی


  • وحشی

antonyms - متضاد

  • gentle


    ملایم

  • mild


    خفیف

  • refined


    تصفیه شده


  • ضعیف

  • benign


    خوش خیم

  • benignant


    خوش خیم

  • compassionate


    دلسوز

  • good-hearted


    خوش قلب

  • humane


    انسانی


  • نوع

  • kindhearted


    مهربان

  • sympathetic


    دلسوز

  • tenderhearted


    مهربان

  • kindly


    محبت آمیز


  • درك كردن