word - لغت

bubba || بابا

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbʌb.ə

UK :

ˈbʌb.ə

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bubba] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bubba] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bubba] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bubba] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bubba] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • پسر خوب

  • buddy


    رفیق

  • cracker


    ترقه

  • pal


    رفیق

  • redneck


    قرمزی

  • chum


    دوست


  • مرد

  • boyo


    پسر بچه

  • bud


    جوانه

  • matey


    ماتی


  • شریک

  • dude


    یارو

  • mate


    رفیق

  • buster


    منفجر کننده

  • buckeroo


    باکرو

antonyms - متضاد


  • لیبرال


  • نخبگان لیبرال


  • کت و شلوار


  • حرفه ای شهری

  • white-collar worker


    کارگر یقه سفید

  • yuppie


    یوپی

  • cosmopolite


    جهان وطن

  • socialist


    سوسیالیست

  • leftist


    چپ

  • Marxist


    مارکسیست


  • قرمز

  • Bolshevik


    بلشویک

  • Leninist


    لنینیست

  • lefty


    چپ چپ

  • revolutionary


    انقلابی