word - لغت

buck-toothed || دندانه دار

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

ˌbʌkˈtuːθt

UK :

ˌbʌkˈtuːθt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [buck-toothed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [buck-toothed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [buck-toothed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [buck-toothed] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [buck-toothed] در گوگل

description - توضیح


  • داشتن دندان های جلویی بالایی که بیرون زده اند.

example - مثال

  • He has angelic features and a shy. buck-toothed smile.


    او دارای ویژگی های فرشته ای و خجالتی است. لبخند دندانه دار

  • The population of these buck-toothed beavers has increased dramatically.


    جمعیت این بیس های دندانه دار به طرز چشمگیری افزایش یافته است.

  • She’d always been slightly buck-toothed.


    او همیشه کمی دندان دریده بود.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد