word - لغت

bucket || سطل

part of speech - بخش گفتار

phrasal verb || فعل چند قسمتی

spell - تلفظ

ˈbʌk.ɪt

UK :

ˈbʌk.ɪt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bucket] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bucket] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bucket] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bucket] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bucket] در گوگل

description - توضیح

  • to rain heavily.


    باران شدید

example - مثال

synonyms - مترادف

  • pouring


    ریختن

  • pelting


    پرتاب

  • beating


    كتك زدن

  • lashing


    شلاق زدن

  • sheeting


    ورق

  • streaming


    جریان

  • teeming


    شلوغ

  • torrenting


    تورنت

  • tipping


    انعام دادن

  • lashing down


    شلاق زدن

  • pouring down


    ریختن پایین

  • raining hard


    باران شدید

  • raining heavily


    باران شدید

  • bucketing down


    سطل کردن

  • pelting down


    پرتاب کردن

antonyms - متضاد

  • drizzly


    بارانی


  • سبک